العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
51
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
بيشماريست و فراوانيش براى اينست كه جانوران بسيارى از آن ميخورند تا آنجا كه درندههاى كناره آبگيرها هم بر سر آب بمانند بكمين ماهى و چون بدانها گذرد شكارش كنند و چون ماهى خوراك درندهها ، پرندهها و خود ماهىها و مردم است بايد فراوان باشد . و چون خواهى وسعت حكمت خالق و كوتهى دانش آفريدهها را بدانى بنگر بدان چه در درياها است از اقسام ماهى ، جانوران آبى و انواع بيشمار صدف كه سود آنها خرده خرده بفهم مردم رسند در پيشامدها مانند رنگ آميزى با قرمز كه مردم آن را فهميدند از اينكه سگى كناره دريا پرسه ميزد و جانورى بنام حلزون گرفت و خورد و بينى آن با خونش رنگين ماند و مردم آن را زيبا ديدند و از آن حلزون رنگى بر گفتند و مانند اينها كه مردم بتدريج آن را در هر زمانى ميفهمند ( مصنف آن را بتفصيل در كتاب توحيد آورده به ج 3 : 92 - 110 رجوع كن از پاورقى ص 71 ) توضيح : ململم : با دو لام فتحه دار يعنى گرد شده و مدوّر و ميان پر ، يمام يعنى كبوتر بيابانى ، اصمعى گفته كبوتر وحشى است و كسائى گفته : كبوتر خانگى است ، حمر بحاء ضمه دار و ميم با تشديد يك نوع پرنده است چون گنجشك و ابو داود طيالسى و حاكم با سند صحيح از ابن مسعود روايت كردند كه ما نزد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بوديم كه مردى بنيزارى رفت و تخم حمرهء از آن برآورد و حمره آمد و بر رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله و يارانش پرواز ميكرد ، فرمود : كدامتان اين را داغ بدل كرديد ؟ مردى گفت يا رسول اللَّه من تخم او را برداشتم - در روايت حاكم جوجه او را - فرمود : برش گردانيد ، برش گردانيد و به او رحم كنيد - پايان - دميرى از قول قزوينى گفته كه فرج ماده فيل زير بغل او است و هنگام آمدن برآيد تا شود كه در آن درآيد ، فسبحان من لا يعجزه شىء ، من گويم احوال فيل در باب مسوخ آيد ان شاء اللَّه دميرى پس از شرح پيكر و وصف زرّافه گويد : ابن خلكان در شرح حال